تبليغاتX
سی و یک اسفند
وب نوشته های حامد کسایی
تا به حال برايتان پيش آمده خدايتان را شكر كنيد براي اينكه ناچار نيستيد خوابيده روي تخت بيمارستان مدفوع كنيد و بعد ناچار باشيد انتخاب كنيد كه پرستار غريبه اي تميزتان كند يا شخصي از فاميل و تا روزها هر بار كه تك لقمه اي غذا در دهانتان مي گذاريد از نگراني عاقبتش هيچ مزه اي را احساس نكنيد؟
+ نوشته شده در  جمعه 1385/02/22   توسط حامد  | 

هنوز هم نفهميدم برای كدام دل بسوزانم!

 

گربه ای رنجور كه برای بقای خود بچه گنجشكی را شكار می كند؟!

يا بچه گنجشكی كه زير دندان گربه له می شود؟!

 

نمی دانم ...

 

گاهی جای گربه بوده ام و گاهی جای گنجشك، هر دو حق دارند،حق!

 

پ.ن. چه لحظه ی زيبايی بود كه هر دو برای بودن تلاش مي كردند، اما حيف كه فقط يكي حق پيروزی داشت!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/02/06   توسط حامد  |